محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

87

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

امير ( ع ) بود و در پيش آنحضرت غير از عدالت و برادرى و منافع عمومى مطلب ديگرى نبود . آرى آنها حاضر نبودند در اثر اجراء عدالت خود را همدوش فقيران ببينند نجاشى و مصقلة بن هبيره و قعقاع بن شور و امثال آنان امام ( ع ) را پس از بيعت رها كرده و مخفيانه با معاويه رابطه داشتند و بالاخره بمعاويه پيوستند . تمام اين بى - اعتنائيها در اثر اين بود كه نفع دنياى فانيرا مقدم بر نفع آخرت باقى ميدانستند اماميكه دينش را مغلوب جانداران آسمان و زمين نميكرد رها كرده ، و بسوى معاويه‌اى شتافتند كه در راه هدفهاى دنيوى و آرزوهاى خود هرگونه جنايتى را مرتكب ميشد ! 3 - عده‌ى زيادى از منافقين با آنحضرت بيعت كرده بودند و ظاهرا با آن حضرت همكارى ميكردند ، ولى مخفيانه در فكر خيانت با آنحضرت بودند . عده‌اى از آنها براى معاويه نامه نوشته بودند ، و معاويه نيز براى آنان نامه و پول ميفرستاد و عده‌اى بآرزوى وعده فرمان‌دارى معاويه بسر ميبردند . در ميان اين عده عمرو بن حريث ، عمارة بن وليد ؛ حجر بن عمر و ، عمر بن سعد ، ابو بردة بن ابو موسى اشعرى ، اسماعيل و اسحاق دو فرزند طلحة بن عبيد اللّه به چشم ميخوردند . دختران معاويه ! دانشمند محترم شيخ راضى آل ياسين در كتاب « صلح الحسن » صفحه 57 طبع 1953 « 1 » مينويسد : « منافقين نوشتند بمعاويه كه ما مطيع تو هستيم و او را برانگيختند كه بسوى آنان بشتابد ، و ملتزم شدند كه امام حسن ( ع ) را تسليم معاويه نموده و يا آنكه او را بكشند . معاويه بعمرو بن حريث و اشعث بن قيس و حجار بن ابجر و شبث بن ربعى نوشت كه اگر امام حسن ( ع ) را كشتيد صد هزار درهم بشما داده مىشود « 2 » و فرماندهى يكى از لشكرهاى شام در اختيار شما قرار ميگيرد ، و يكى از دختران خود را بشما تزويج ميكنم !

--> ( 1 ) اينكتاب حقيقت صلح امام حسن ( ع ) و اسباب و نتائج آن را در طى 400 صفحه قطع بزرگ كاملا مورد برسى قرار داده است . مؤلف ( 2 ) معاويه مانند همه ديكتاتورها از مالياتهاى مستقيم و غير مستقيم كه بر دوش ملت ستمديده نهاده بود پولهاى فراوانى بدست آورده و با همكارى روم ( مسيحى ) بفكر نابود كردن على ( ع ) و اولاد وى بود . م - ز